ایران خودرو چگونه از «سکته تولید» نجات پیدا کرد؟

کد مطلب 150360
۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۰
ایران خودرو چگونه از «سکته تولید» نجات پیدا کرد؟

تعهدات معوق ایران خودرو از ۳۴,۵۰۰ دستگاه به ۱۶ هزار و سپس ۱,۹۶۹ دستگاه کاهش یافت؛ نسخه مدیریت بخش خصوصی برای توقف خالی‌فروشی و اصلاح زنجیره مالی چه بود؟

به گزارش پرشین خودرو، «تعهدات معوق» در صنعت خودروسازی را می‌توان به عارضه‌ای شبیه چربی خون در بدن انسان تشبیه کرد؛ بیماری‌ای که ممکن است در ابتدا هیچ نشانه جدی از خود بروز ندهد، اما اگر به موقع درمان نشود، به‌تدریج تمام سیستم را درگیر می‌کند.

در ادبیات مالی، تعهدات معوق به بدهی‌های سررسید گذشته گفته می‌شود که تعهدات تحویل خودرو به مشتری نیز بخشی از آن است؛ همان پدیده‌ای که سال‌هاست با تعبیر ساده‌تر «بدقولی خودروسازان» نزد افکار عمومی و رسانه‌ها شناخته می‌شود و از فرط تکرار، به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند تحویل خودرو تبدیل شده است.

به‌گونه‌ای که مشتریان هنگام عقد قرارداد برای خرید خودرو، از همان ابتدا می‌دانند محصولی که سفارش داده و وجه آن را پرداخت کرده‌اند، احتمالاً با چندین ماه تأخیر به دستشان خواهد رسید. به همین دلیل نیز تجمع‌های اعتراضی پراکنده مقابل درب واحدهای تولیدی خودرو، عمدتاً زمانی شکل می‌گیرد که میزان تأخیر از یک سال فراتر می‌رود.

اما چرا تعهدات معوق به «چربی خون» و یک بیماری خاموش تشبیه می‌شود؟

تعهدات معوق؛ بیماری خاموشی که تولید را از پا درمی‌آورد

تعهدات معوق نیز مانند چربی خون، در مراحل ابتدایی درد یا علامت هشداردهنده مشخصی ندارد. همان‌طور که چربی به‌تدریج و در طول زمان در دیواره رگ‌ها رسوب می‌کند، خودروساز نیز ممکن است در ابتدا تنها چند فاکتور قطعه‌ساز را با تأخیر پرداخت کند، اما با گذشت زمان، این بدهی‌ها روی هم انباشته شده و در نهایت به نوعی «تصلب شرایین تولید» منجر می‌شود.

به زبان ساده‌تر، همان‌طور که افزایش چربی خون نشانه‌ای از یک رژیم غذایی ناسالم است، انباشت تعهدات معوق نیز از یک رژیم مالی اشتباه خبر می‌دهد.

نکته قابل تأمل اینجاست که تعهدات معوق، مانند چربی خون، ابتدا تنها نشانه‌ای از وجود اختلال در سیستم هستند، اما به مرور زمان خود به عاملی برای مرگ و توقف سیستم تبدیل می‌شوند.

به اعتقاد تحلیلگران، درک همین واقعیت بود که باعث شد کاهش تعهدات جاری و معوق در ایران خودرو، پس از انتقال مدیریت این مجموعه به بخش خصوصی، در اولویت سهامداران قرار گیرد.

ایران خودرو با چه میراثی به بخش خصوصی واگذار شد؟

ایران خودرو، بزرگترین خودروساز کشور، نزدیک به دو دهه پیش و در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، به صورت ناقص خصوصی‌سازی شد. با این حال، در بهمن‌ماه سال ۱۴۰۳، یکی از واپسین حلقه‌های واگذاری تکمیل شد و مدیریت این مجموعه به سهامداران واگذار شد؛ آن هم در شرایطی که ایران خودرو با انبوهی از زیان، بدهی انباشته و تعهدات معوق تلنبارشده روبه‌رو بود.

بر اساس گزارش‌های مالی، حجم تعهدات ایران خودرو در اسفندماه سال ۱۴۰۳، یعنی تنها یک ماه و نیم بعد از واگذاری، به ۲۱۹ هزار دستگاه می‌رسید که از این تعداد، ۳۴ هزار و ۵۰۰ دستگاه خودرو دارای تعهد معوق بودند.

به بیان ساده‌تر، از هر ۱۰۰ خودرویی که ایران خودرو در آن زمان متعهد به تحویل آن شده بود، حدود ۱۶ دستگاه در موعد مقرر به دست مشتری نرسیده و همچنان در صف انتظار قرار داشت.

همین دو عدد به ظاهر ساده، تصویری روشن از عارضه‌ها و اختلالاتی ارائه می‌کرد که به صورت همزمان خودروساز، مشتری و سهامدار را متضرر می‌ساخت.

تعهدات معوق چگونه همه را متضرر می‌کند؟

مشتری؛ اولین قربانی صف طولانی انتظار

برای مشتری، تعهد معوق به معنای قرار گرفتن در صفی طولانی برای تحویل خودرویی است که پیش‌تر آن را خریداری کرده و وجه آن را نیز پرداخته است.

بسیاری از خریداران، نقدینگی مورد نیاز برای خرید خودرو را از سه مسیر اصلی تأمین کرده بودند؛ تسهیلات بانکی، تبدیل دارایی‌ها یا فروش خودروی قدیمی.

بنابراین تأخیر در تحویل خودرو، تنها یک بدقولی ساده از سوی خودروساز نیست، بلکه می‌تواند برنامه‌ریزی مالی مشتری را به هم بزند و حتی بر زندگی شخصی و خانوادگی او اثر منفی بگذارد.

این مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که سود ناشی از تأخیر نیز با تأخیر پرداخت شود یا در رقابت با تورم، بخشی از ارزش واقعی خود را از دست بدهد.

سهامدار؛ زیان از دو مسیر

تعهدات معوق برای سهامدار نیز تنها به معنای یک تأخیر در تحویل خودرو نیست.

انباشت تعهدات، علاوه بر خدشه وارد کردن به اعتبار برند، نشانه‌ای از ناترازی مالی و انباشت بدهی است؛ موضوعی که چشم‌انداز سودآوری شرکت را تیره می‌کند و می‌تواند قیمت سهام در بورس را نیز کاهش دهد.

در نتیجه، سهامدار نیز به طور خودکار از افزایش تعهدات معوق متضرر خواهد شد.

خودروساز؛ نقدینگی امروز، بدهی فردا

ماجرا برای خودروساز نیز پیچیده‌تر است.

اگرچه پیش‌فروش محصولاتی که ظرفیت تولید لحظه‌ای آنها وجود ندارد، می‌تواند بخشی از نقدینگی مورد نیاز خودروساز را تأمین کند، اما موکول کردن تولید به آینده، در عمل می‌تواند بحران نقدینگی را شدیدتر کند.

زیرا نقدینگی حاصل از پیش‌فروش، عمدتاً به جای آنکه صرف تأمین مواد اولیه و قطعات همان خودروی فروخته‌شده شود، برای پرداخت هزینه‌های دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی، پس از مدتی خودروساز می‌ماند و نقدینگی‌ای که دیگر در اختیار ندارد، هزینه‌های تولیدی که در گذر زمان افزایش یافته و سود ناشی از تأخیر که باید به مشتری پرداخت کند.

این همان چیزی است که از آن با عنوان «خالی‌فروشی» یا فروش بیش از ظرفیت تولید یاد می‌شود؛ پدیده‌ای که به یک بحران مزمن در صنعت خودروسازی کشور تبدیل شده و نمونه‌های کوچک و بزرگ زیادی از آن وجود دارد.

نسخه مدیریت بخش خصوصی ایران خودرو چه بود؟

درک این واقعیت که تعهدات معوق فراتر از یک چالش عملیاتی و نشانه‌ای از یک بیماری مزمن و کشنده است، نخستین گام مدیریت بخش خصوصی برای تغییر وضعیت بود.

این تغییر رویکرد از دو مسیر اصلی دنبال شد:

نخست، پرداخت منظم و برنامه‌ریزی‌شده بدهی‌ها به زنجیره تأمین و دوم، توقف «خالی‌فروشی».

به زبان ساده، رویه‌ای که در مدیریت دولتی، پیش‌فروش را به عنوان ابزاری برای تأمین نقدینگی به کار می‌گرفت، متوقف شد و جلوی انباشت بدهی‌های جدید گرفته شد.

تعهدات معوق ایران خودرو چقدر کاهش یافت؟

آخرین صورت‌های مالی منتشرشده از ایران خودرو در پایان سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که کل تعهدات این گروه صنعتی به ۷۵ هزار دستگاه و تعهدات معوق به ۱۶ هزار دستگاه کاهش یافته است.

البته ایران خودرو در پاییز سال گذشته اعلام کرده بود که تعهدات خود را به‌روز کرده است، اما حمله نظامی به کشورمان در تاریخ ۹ اسفند و تعطیلی ناخواسته کل واحدهای خودروسازی کشور، شرایط جدیدی را رقم زد.

در نتیجه، خودروهایی که قرار بود طی ۲۰ روز پایانی سال تولید شوند، به جای آنکه از خطوط تولید خارج شوند، راهی دفترچه تعهدات معوق شدند.

با این حال، ایران خودرو تنها یک ماه پس از آتش‌بس موقت، بار دیگر اعلام کرد که تعداد خودروهای معوق این مجموعه در پایان اردیبهشت به یک هزار و ۹۶۹ دستگاه رسیده است.

از آنجا که این عدد از میزان تولید یک روز ایران خودرو، یعنی حدود دو هزار دستگاه، کمتر است، عملاً می‌توان گفت تعهدات معوق این مجموعه به صفر رسیده است.

یک اتفاق مهم؛ تولید بیشتر، بدهی کمتر!

نکته قابل تأمل، کنار هم گذاشتن رشد تولید ایران خودرو در سال گذشته در کنار کاهش تعهدات معوق است.

این مقایسه از آن جهت اهمیت دارد که در دوران مدیریت دولتی، افزایش تولید با استقراض بیشتر همراه بود؛ یعنی افزایش تولید در عمل معنایی جز افزایش بدهی نداشت.

اما در دوران مدیریت بخش خصوصی، افزایش تولید همزمان با کاهش بدهی اتفاق افتاد؛ اتفاقی که در دل خود می‌تواند نشانه‌ای از افزایش بهره‌وری باشد.

این تغییر، اگر پایدار بماند، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو مدل مدیریتی در صنعت خودروسازی را به نمایش بگذارد؛ مدلی که در آن رشد تولید لزوماً به معنای بزرگ‌تر شدن کوه بدهی‌ها نیست.

ایران خودرو حالا با «پول خودش» تولید می‌کند؟

خلاصه کلام اینکه ایران خودرو، بعد از چندین دهه، بالاخره در مسیری قرار گرفته که بتواند با پول حاصل از فروش محصولات خود، و به اصطلاح عامیانه با «پول خودش» تولید کند؛ نه با پول قطعه‌سازان و سهامداران!

با این حال، این وضعیت تنها می‌تواند نقطه شروع یک مسیر طولانی باشد.

ادامه این روند نیازمند حفظ یک رژیم مالی سالم و همچنین پایبندی به خط قرمزهای مدیریتی اعلام‌شده است؛ مسیری که در صورت تداوم می‌تواند به آثار پایدار منجر شود، اما در عین حال، راهی طولانی را پیش روی مدیران بخش خصوصی ایران خودرو قرار می‌دهد.

کد مطلب 150360

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha