به گزارش خبرنگار پرشین خودرو، تغییر مدیریت ایرانخودرو در ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ تنها یک جابهجایی مدیریتی در سطح هیأتمدیره نبود؛ این اتفاق پس از دههها حضور تعیینکننده دولت، مدیریت اجرایی بزرگترین خودروساز کشور را به بخش خصوصی منتقل کرد. حالا حدود ۱.۵ سال پس از این تغییر، بررسی برخی شاخصهای عملکردی ایرانخودرو نشان میدهد چه اتفاقاتی در این شرکت از کارخانه و ساختار سازمانی گرفته تا زنجیره تأمین، کیفیت و ارتباط با مشتری رخ داده است.
البته برای قضاوت نهایی درباره چنین تغییر ساختاری، یکسالونیم زمان زیادی نیست. ایرانخودرو در این مدت با مشکلاتی مانند ناترازی انرژی، محدودیتهای تأمین، نوسانات ارزی، حادثه بندر شهید رجایی و شرایط جنگی نیز روبهرو بوده است. با این حال، مقایسه برخی شاخصها میتواند تصویری از مسیر طیشده در این دوره ارائه کند.

از تغییر مدیریت تا تغییر در شیوه اداره ایرانخودرو
در ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ ترکیب هیأتمدیره ایرانخودرو تغییر کرد و مدیریت اجرایی شرکت به بخش خصوصی منتقل شد.
پیش از آن، اگرچه ایرانخودرو سهامداران خصوصی داشت، اما دولت در بسیاری از تصمیمهای مهم و راهبردی صنعت خودرو نقش تعیینکنندهای ایفا میکرد. به همین دلیل، تغییر مدیریت را نمیتوان صرفاً تغییر چند مدیر دانست؛ موضوع اصلی، تغییر در مدل تصمیمگیری و اداره یک بنگاه صنعتی بزرگ بود.
حدود ۱.۵ سال بعد، نشانههای این تغییر را میتوان در چند حوزه مشخص دنبال کرد؛ تولید، ساختار سازمانی، تعهدات مشتریان، زنجیره تأمین، هزینهها، کیفیت و توسعه محصولات جدید.
وقتی صنعت کوچک شد، ایرانخودرو بزرگتر تولید کرد
یکی از نخستین نقاط قابل توجه در بررسی عملکرد ایرانخودرو پس از خصوصیسازی، روند تولید است.
در سال ۱۴۰۴، مجموع تولید صنعت خودرو کشور حدود ۲۸ درصد کاهش پیدا کرد، اما ایرانخودرو در همین سال حدود ۵۵۵ هزار دستگاه خودرو تولید کرد که بیش از ۳ درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان میدهد.
این افزایش تولید در شرایطی اتفاق افتاد که عملکرد کلی صنعت خودرو با افت قابل توجه همراه بود.
از سوی دیگر، سهم ایرانخودرو از تولید خودروهای سواری در سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۸ درصد رسید و در بهار ۱۴۰۵ نیز سهم این شرکت از تولید خودروهای سواری و وانت حدود ۶۷ درصد بود.
در همین دوره، تعداد کارکنان ایرانخودرو نیز حدود ۷ درصد کاهش پیدا کرد؛ بدون آنکه تعدیل گسترده نیرو اتفاق افتاده باشد. این تغییر میتواند یکی از نشانههای اولیه تلاش برای افزایش بهرهوری و اصلاح ساختار شرکت باشد، هرچند ارزیابی قطعی اثر آن به زمان و دادههای بیشتری نیاز دارد.
کارخانه فقط با تیراژ اداره نمیشود
پشت صحنه تغییرات ایرانخودرو فقط در خطوط تولید دیده نمیشود. ساختار شرکتهای زیرمجموعه نیز در این دوره مورد بازبینی قرار گرفته است.
در این فرآیند، برخی شرکتها وارد فرآیند انحلال شدند و برخی دیگر مراحل انحلال را تکمیل کردند. در مجموع، تعداد شرکتهای زیرمجموعه ایرانخودرو از حدود ۱۲۰ شرکت به حدود ۹۰ شرکت کاهش یافته است.
هدف از چنین اقدامی صرفاً کوچکتر کردن ساختار نیست. مسئله اصلی، آزاد کردن منابع و تمرکز آنها بر فعالیتهای اصلی و مولد شرکت است؛ حوزههایی مانند طراحی، تأمین، تولید، کیفیت و توسعه محصول.
در یک خودروساز بزرگ، افزایش تعداد شرکتها و لایههای سازمانی لزوماً به معنای افزایش قدرت نیست. اهمیت اصلی زمانی مشخص میشود که منابع آزادشده دوباره به بخشهای اصلی زنجیره تولید و توسعه بازگردند.

مشتری از انتهای زنجیره به ابتدای تصمیمگیری آمد
یکی از ملموسترین شاخصها برای بررسی تغییرات ایرانخودرو، وضعیت تعهدات این شرکت است.
مجموع تعهدات ایرانخودرو از حدود ۲۱۴ هزار دستگاه در دیماه ۱۴۰۳ به حدود ۸۰ هزار دستگاه در دیماه ۱۴۰۴ کاهش یافته است. همزمان، میزان تعهدات معوق نیز به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده است.
اما پشت این عدد، مسئلهای مهمتر برای مشتری قرار دارد؛ فاصله میان زمان ثبت قرارداد و تحویل خودرو.
کاهش تعهدات معوق تنها با افزایش تولید اتفاق نمیافتد. تأمین قطعات، برنامهریزی تولید، فروش، لجستیک و مدیریت تعهدات باید در یک زنجیره هماهنگ عمل کنند تا فاصله میان وعده و تحویل کاهش پیدا کند.
از این منظر، کاهش تعهدات معوق یکی از شاخصهایی است که میتواند نشان دهد مسئله مشتری در تصمیمهای تولید و تأمین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
تأمینکننده دیگر فقط با قیمت قطعه سنجیده نمیشود
تغییر در زنجیره تأمین نیز یکی دیگر از بخشهای قابل توجه این دوره است.
در رویکرد جدید، ارزیابی تأمینکنندگان تنها بر اساس قیمت قطعه انجام نمیشود و موضوعاتی مانند کیفیت و رضایت مشتری نیز در این ارزیابی اهمیت پیدا کردهاند.
همزمان، کاهش وابستگی به تأمین تکمنبعی و حرکت به سمت کاهش تنوع غیرضروری قطعات و استانداردسازی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
این رویکرد از یک واقعیت اقتصادی در صنعت خودرو ناشی میشود: ارزانترین قطعه الزاماً ارزانترین گزینه برای کل زنجیره نیست. خرابی یک قطعه میتواند هزینههای بیشتری مانند توقف خط تولید، تعمیرات گارانتی، موجودی و نارضایتی مشتری ایجاد کند.
بنابراین، قیمت خرید قطعه تنها بخشی از هزینه واقعی آن است و کیفیت میتواند مستقیماً بر هزینه نهایی شرکت و تجربه مشتری اثر بگذارد.

بخش خصوصی سراغ هزینههایی رفت که مشتری نمیبیند
یکی دیگر از تغییرات، تمرکز بر مدیریت هزینه است.
در این دوره، دهها پروژه برای کاهش هزینه و صرفهجویی در خریدهای خارجی تعریف و دنبال شده است. هدف از این اقدامات صرفاً کم کردن مخارج نیست؛ بلکه قرار است منابع آزادشده به سمت حوزههایی مانند کیفیت، فناوری و توسعه محصول هدایت شود.
در واقع، مدیریت هزینه زمانی اثرگذار است که کاهش هزینههای غیرضروری، به کاهش ارزش محصول منجر نشود و منابع شرکت را به سمت فعالیتهایی هدایت کند که ارزش بیشتری برای تولیدکننده و مشتری ایجاد میکنند.
کیفیت از واحد کنترل به مسئله مدیریت تبدیل شد
کیفیت نیز یکی دیگر از حوزههایی است که در این دوره مورد توجه قرار گرفته است.
بیش از ۶۰ ایراد مزمن و پرتکرار شناسایی و پیگیری شده و در برخی موارد اصلاح قطعات نیز انجام شده است.
در کنار این اقدامات، گارانتی خودروها به ۱۰۰ هزار کیلومتر افزایش یافته و در شرایط مشخص، امکان تعویض خودرو تا ۵ هزار کیلومتر نیز در نظر گرفته شده است.
گزارشهای سال ۱۴۰۴ نیز از کاهش تعویض قطعات گارانتی و کاهش مراجعه به تعمیرگاه حکایت دارد.
افزایش مدت گارانتی از منظر اقتصادی نیز اهمیت دارد؛ چراکه هر ایراد کیفی پس از فروش میتواند برای خودروساز هزینه ایجاد کند. در نتیجه، کیفیت دیگر فقط موضوعی مربوط به واحد کنترل کیفیت نیست و میتواند مستقیماً به هزینه و عملکرد اقتصادی شرکت متصل شود.
تغییرات ایرانخودرو فقط برای امروز نیست
مسیر تغییرات ایرانخودرو تنها به مدیریت تولید فعلی محدود نشده و توسعه محصولات و فناوریهای جدید نیز وارد معادله شده است.
در کنار محصولات موجود، پروژههایی در حوزه قوای محرکه جدید، محصولات هیبریدی، پلتفرمهای جدید، نسلهای بعدی گیربکس و بازطراحی محصولات در دستور کار قرار گرفته است.
توسعه محصول فرآیندی زمانبر است و بازگشت سرمایه آن نیز در کوتاهمدت اتفاق نمیافتد. بنابراین، نمیتوان نتیجه این پروژهها را در یکسالونیم ارزیابی کرد؛ اما قرار گرفتن توسعه فناوری و محصول در کنار مدیریت تولید و هزینه، نشان میدهد نگاه به آینده نیز بخشی از برنامه مدیریت جدید بوده است.
پشت پرده تغییرات ایرانخودرو چه بود؟
اگر تمام این تغییرات در کنار یکدیگر قرار بگیرند، تصویری که به دست میآید فقط مربوط به یک شاخص یا یک اقدام نیست.
ایرانخودرو در شرایطی که تولید کل صنعت خودرو در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۸ درصد کاهش داشته، افزایش تولید را تجربه کرده است. تعداد شرکتهای زیرمجموعه کاهش یافته، تعهدات از حدود ۲۱۴ هزار دستگاه به حدود ۸۰ هزار دستگاه رسیده، مدیریت هزینه و زنجیره تأمین مورد بازنگری قرار گرفته و موضوع کیفیت نیز با افزایش گارانتی و پیگیری ایرادات مزمن، جایگاه پررنگتری در تصمیمگیری پیدا کرده است.
در کنار این موارد، توسعه محصولات جدید و فناوریهای آینده نیز در دستور کار قرار گرفته است.
بنابراین، اگر قرار باشد تفاوت مدیریت ایرانخودرو پیش و پس از ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ بررسی شود، این تفاوت را باید در مجموعه تصمیمها و نتایج آنها جستوجو کرد؛ نه صرفاً در تغییر نام مدیران.

ایرانخودرو بعد از خصوصیسازی؛ نتیجه هنوز در حال شکلگیری است
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران از ۲۳ تا ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب در حال برگزاری است و ایرانخودرو نیز در این رویداد حضور دارد.
این نمایشگاه در شرایطی برگزار شده که حدود یکسالونیم از انتقال مدیریت اجرایی ایرانخودرو به بخش خصوصی گذشته است. به همین دلیل، حضور این خودروساز را میتوان فرصتی برای مشاهده بخشی از مسیر طیشده و برنامههای پیشرو دانست.
با این حال، هنوز برای قضاوت نهایی درباره نتیجه این تغییر مدیریت زود است. مشکلات مالی، سیاستگذاری، قیمتگذاری، تأمین، فناوری و ساختاری که طی سالها شکل گرفتهاند، با تغییر مدیریت در مدت کوتاه از بین نمیروند.
آنچه در حال حاضر قابل بررسی است، مجموعهای از تغییرات قابل اندازهگیری در عملکرد و شیوه اداره ایرانخودرو است؛ از افزایش تولید در شرایط افت تولید صنعت و کاهش تعهدات معوق گرفته تا اصلاح ساختار، مدیریت هزینه، بازنگری در زنجیره تأمین، تمرکز بر کیفیت و حرکت به سمت محصولات و فناوریهای جدید.
در نهایت، اینکه این تغییرات تا چه اندازه پایدار خواهند بود، نه با شعار و عنوان «خصوصیسازی»، بلکه با عملکرد ایرانخودرو در سالهای آینده مشخص خواهد شد؛ عملکردی که باید در تولید، وضعیت مالی، کیفیت، توسعه محصول و مهمتر از همه، تجربه مشتری قابل اندازهگیری باشد.
نظر شما