به گزارش پرشین خودرو، شرکتهای بزرگ در اقتصاد ایران همزمان موتور تولید، اشتغال و سرمایهگذاری و موضوعی حساس در سیاستگذاری اقتصادی هستند. حالا در شرایطی که اقتصاد کشور با محدودیت ارزی، اختلال زنجیره تأمین و تبعات شرایط جنگی مواجه است، یک پرسش جدی مطرح شده است: آیا مدیریت خصوصی شرکتهای بزرگی مانند ایرانخودرو میتواند به تقویت امنیت اقتصادی کمک کند یا خود به یک ریسک تبدیل میشود؟
حمید کشاورز فعال صنعت خودرو، در مراسم امینالضرب شرکتهای بزرگ را نه تهدید امنیتی، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی کشور دانست؛ دیدگاهی که بحث درباره آینده بنگاههای بزرگ و نقش مدیریت خصوصی آنها را دوباره پررنگ کرده است.
شرکت بزرگ فقط یک کارخانه نیست
یک شرکت بزرگ صنعتی، شبکهای از کارکنان، قطعهسازان، پیمانکاران، تأمینکنندگان، بانکها و مصرفکنندگان را به خود متصل میکند. بنابراین توقف یا افت شدید فعالیت آن میتواند آثار خود را به بخشهای مختلف اقتصاد منتقل کند.
از این منظر، حفظ فعالیت شرکتهای بزرگ در شرایط بحرانی اهمیت دارد؛ اما بزرگ بودن نباید به معنای معافیت از پاسخگویی باشد.
کیفیت، بهرهوری، قیمت تمامشده، نوآوری، سرمایهگذاری و حقوق مصرفکننده همچنان باید معیار ارزیابی این شرکتها باشد.
حفظ اشتغال؛ حتی با تولید زیانده؟
یکی از نکات مهم مطرحشده از سوی حمید کشاورز، اهمیت حفظ اشتغال در شرایط جنگی است.
ایرانخودرو علاوه بر کارکنان مستقیم، شبکه گستردهای از قطعهسازان، پیمانکاران و مشاغل وابسته دارد. بنابراین کاهش تولید میتواند آثار خود را در بازار کار نیز نشان دهد.
با این حال، ادامه تولید زیانده برای همیشه نیز راهکار نیست. بنگاهی که سالها زیان میدهد، منابع لازم برای سرمایهگذاری، نوسازی و توسعه فناوری را از دست خواهد داد.
چالش اصلی، بنابراین حفظ تولید در دوره بحران و همزمان ایجاد مسیر بازگشت به بهرهوری و سودآوری است.
اقتصاد جنگی با نسخه روزهای عادی اداره نمیشود
در شرایط عادی، بنگاهها میتوانند برای تأمین مواد اولیه، سرمایهگذاری و تولید برنامهریزی بلندمدت داشته باشند؛ اما جنگ، محدودیت ارزی، تحریم و اختلال زنجیره تأمین، ریسک تصمیمگیری را افزایش میدهد.
به همین دلیل، سیاست صنعتی در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید مشخص کند کدام ظرفیتهای تولیدی برای کشور حیاتی هستند، چه بنگاههایی نیازمند حمایتاند و در مقابل این حمایت، چه تعهداتی باید داشته باشند.
شرایط بحرانی میتواند حمایت از تولید را توجیه کند، اما نباید بهانهای برای تداوم ناکارآمدی باشد.
ایرانخودرو؛ آزمون واقعی مدیریت خصوصی
ایرانخودرو حالا یکی از مهمترین نمونهها برای سنجش این رویکرد است.
خصوصیشدن مدیریت ایرانخودرو و تلاش برای افزایش تولید و بهبود وضعیت مالی، این پرسش را مطرح کرده که آیا میتوان این خودروساز بزرگ را از الگوی قدیمی بنگاهداری دولتی و شبهدولتی به یک شرکت صنعتی رقابتپذیر تبدیل کرد؟
ایده تبدیل ایرانخودرو به «تویوتای ایران» نیز از همین زاویه مطرح میشود.
تویوتا فقط یک کارخانه بزرگ نیست؛ کیفیت، بهرهوری، زنجیره تأمین، تحقیق و توسعه و اعتماد مشتری بخش مهمی از مدل آن را تشکیل میدهد.
بنابراین برای ایرانخودرو نیز افزایش تیراژ بهتنهایی کافی نیست و باید همزمان کیفیت و بهرهوری ارتقا پیدا کند.
البته شرایط ایران با ژاپن متفاوت است. محدودیت دسترسی به فناوری، کمبود ارز، تحریمها و بیثباتی سیاستگذاری، اجرای مستقیم مدلهای موفق خارجی را دشوار میکند.
در چنین شرایطی، مدیریت ایرانخودرو ابتدا باید تابآوری تولید را حفظ کند؛ اما این تابآوری در نهایت باید به رقابتپذیری و بهرهوری بیشتر منجر شود.
مسئله فقط ایرانخودرو نیست
بحث درباره ایرانخودرو، در واقع سؤال بزرگتری را پیش روی اقتصاد ایران قرار میدهد: با شرکتهای بزرگ باید چگونه برخورد کرد؟
اگر یک بنگاه بزرگ صرفاً به دلیل اندازه و اهمیت خود تهدید تلقی شود، ممکن است سرمایه و مدیریت از آن فاصله بگیرد. از سوی دیگر، اگر بزرگی شرکت به معنای مصونیت از نظارت و پاسخگویی باشد، انحصار و ناکارآمدی شکل میگیرد.
در ادبیات اقتصادی نیز ماریانا مازوکاتو بر نقش فعال دولت در سرمایهگذاری، کاهش ریسک و ایجاد بازارهای جدید برای توسعه صنعتی و نوآوری تأکید دارد.
بنابراین حمایت از شرکتهای بزرگ میتواند بخشی از سیاست صنعتی باشد، اما این حمایت باید با بهرهوری، نوآوری، سرمایهگذاری و پاسخگویی همراه شود.
ایرانخودرو؛ از بقا تا رقابتپذیری
اقتصاد ایران در شرایط بحران به شرکتهایی نیاز دارد که بتوانند تولید و اشتغال را حفظ کنند؛ اما اقتصاد پس از بحران به بنگاههایی نیاز خواهد داشت که بهرهور، رقابتپذیر و نوآور باشند.
از این منظر، مسئله اصلی فقط این نیست که ایرانخودرو چگونه از بحران عبور کند؛ سؤال مهمتر این است که آیا میتوان از این شرکت بهعنوان سکوی توسعه صنعتی استفاده کرد، بدون آنکه به حمایت دائمی وابسته شود؟
حفظ تولید در روزهای سخت ضروری است؛ اما هدف نهایی باید ساختن بنگاهی باشد که بتواند با کیفیت، فناوری، سرمایهگذاری و بهرهوری، اشتغال پایدار و ارزش افزوده ایجاد کند.
نظر شما