به گزارش خبرنگار پرشین خودرو، ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل نیوزیلند دو بار عقب افتاد و دو بار جبران کرد؛ صنعت خودرو ایران هم سالهاست همین بازی را تکرار میکند، با این تفاوت که هنوز خبری از برد نیست.
ایران مقابل نیوزیلند ۲-۲ مساوی کرد؛ نتیجهای که نه شکست بود و نه پیروزی. تیم ملی دو بار عقب افتاد، دو بار جبران کرد، اما در نهایت نتوانست سه امتیاز ارزشمند را کسب کند. شاید بهترین تصویر برای توصیف صنعت خودرو ایران در سال ۱۴۰۵ نیز همین باشد؛ صنعتی که هر بار یکی از بحرانها را مهار میکند، اما پیش از آنکه به ثبات برسد با چالش جدیدی روبهرو میشود.
سالهاست مدیران صنعت خودرو از رشد تولید سخن میگویند. آمارها منتشر میشوند، تیراژها افزایش پیدا میکنند و خطوط تولید همچنان فعال هستند. اما این روزها حتی همان سنگر تولید نیز تحت فشار قرار گرفته است. تنشهای منطقهای، آثار جنگ اخیر و مشکلات زنجیره تامین، هزینههای تولید را افزایش داده و نااطمینانی را به فضای صنعت تزریق کرده است.
در زمین خودروسازان، بحران قدیمی همچنان پابرجاست. قیمتگذاری دستوری از یک سو و افزایش هزینههای تولید از سوی دیگر، خودروسازان را در وضعیتی قرار داده که بسیاری از آنها از زیان انباشته و کمبود نقدینگی سخن میگویند. نتیجه این وضعیت، افزایش بدهی به قطعهسازانی است که خود با مشکلات مالی و کمبود سرمایه در گردش دست و پنجه نرم میکنند.
صنعت خودرو ایران سالهاست در حال جبران بحرانهاست، اما هنوز به سمت پیروزی حرکت نکرده است.
اما ماجرا فقط به تولید محدود نمیشود.
در بازار خودروهای وارداتی نیز شرایط چندان متفاوت نیست. افزایش نرخ ارز و برخی محدودیت های نظارتی و ... موجب شده قیمت خودروهای وارداتی بار دیگر صعودی شود و فاصله میان قدرت خرید مردم و قیمت خودروها بیشتر از گذشته افزایش یابد.
خودروهای مونتاژی نیز از این شرایط بینصیب نماندهاند. وابستگی این بخش به ارز و افزایش هزینههای ارزی، موج تازهای از رشد قیمتها را به بازار تحمیل کرده است؛ موجی که در نهایت هزینه آن از جیب مصرفکننده پرداخت میشود.
در چنین شرایطی، خریدار ایرانی بیش از آنکه مشتری باشد، تماشاگر یک مسابقه فرسایشی است. او هر روز خبر افزایش قیمتها را میشنود، اما همچنان درباره کیفیت، ایمنی، فناوری و خدمات پس از فروش خودروها سوال دارد. قیمتها به سرعت در حال افزایش هستند، اما کیفیت با همان سرعت حرکت نمیکند.
طبیعی است که در چنین بازاری، نقش واسطهها و دلالان نیز پررنگتر شود. هرچه بازار از تعادل فاصله میگیرد و اختلاف قیمتها بیشتر میشود، فرصت برای فعالیتهای سوداگرانه افزایش مییابد. در نتیجه نه تولیدکننده به سود واقعی میرسد و نه مصرفکننده به رضایت؛ بلکه بخش مهمی از منافع در میانه راه توزیع میشود.
در این میان، نسخهای که بارها برای نجات صنعت خودرو پیچیده شده نیز چندان تازه نیست؛ تزریق نقدینگی.
هر زمان که فشار بدهیها افزایش پیدا میکند، دولت یا شبکه بانکی برای پرداخت بخشی از مطالبات قطعهسازان و جلوگیری از توقف تولید وارد میدان میشوند. این سیاست شاید در کوتاهمدت بتواند موتور تولید را روشن نگه دارد، اما سوال اصلی اینجاست که چرا این منابع مالی همواره صرف جبران گذشته میشوند و کمتر به ساختن آینده اختصاص پیدا میکنند؟
صنعت خودرو ایران کمبود پول را بارها تجربه کرده است، اما شاید بیش از پول به برنامه نیاز داشته باشد. اگر قرار است منابع عمومی، تسهیلات بانکی یا حمایتهای دولتی به این صنعت تزریق شود، چرا این حمایتها با اهداف مشخص و قابل اندازهگیری همراه نباشد؟ چرا بخشی از این منابع صرف توسعه پلتفرمهای جدید، ارتقای کیفیت، نوسازی خطوط تولید، سرمایهگذاری در فناوری و افزایش بهرهوری نشود؟
واقعیت این است که صنعت خودرو سالهاست در چرخهای تکراری گرفتار شده است؛ بدهی، تزریق نقدینگی، تنفس کوتاهمدت و بازگشت دوباره به نقطه آغاز. گویی هر بار تنها چند دقیقه به زمان مسابقه اضافه میشود، بدون آنکه نتیجه بازی تغییر کند.
شاید مهمترین درس تساوی ایران و نیوزیلند همین باشد؛ جبران کردن گل خورده ارزشمند است، اما هدف نهایی باید پیروزی باشد. صنعت خودرو ایران نیز سالهاست در حال جبران بحرانهاست؛ از بدهی و زیان گرفته تا ارز، قیمتگذاری و افت قدرت خرید مردم. اما تا زمانی که اصلاحات ساختاری، سیاستگذاری پایدار و اهداف توسعهای روشن در دستور کار قرار نگیرد، این صنعت همچنان از یک بحران به بحران دیگر و از یک تساوی به تساوی بعدی خواهد رسید.
هیچ تیمی با تساویهای پیاپی قهرمان جهان نمیشود؛ همانطور که هیچ صنعتی نیز با تکرار نسخههای قدیمی به توسعه پایدار دست پیدا نخواهد کرد.
هر بار چند دقیقه به زمان مسابقه اضافه میشود، اما نتیجه بازی تغییر نمیکند.

نظر شما