به گزارش پرشین خودرو، بحثهای این روزهای بازار خودرو، بیش از آنکه صرفاً درباره قیمت خودرو باشد، درباره یک انتخاب مهم است: آیا میخواهیم صنعتی را که میلیونها شغل و دهها زنجیره صنعتی به آن گره خورده حفظ کنیم یا آن را قربانی یک عدد روی فاکتور مصرفکننده کنیم؟
تولید داخلی با نرخ دلار؛ چرا قیمت خودرو افزایش پیدا میکند؟
هر موج افزایش نرخ ارز، یک سؤال قدیمی را دوباره سر زبانها میاندازد: مگر خودرو در داخل تولید نمیشود؟ پس چرا با افزایش قیمت دلار، قیمت خودرو هم بالا میرود؟
پاسخ این سؤال در ساختار هزینه تولید خودرو نهفته است. نرخ ارز از چند مسیر وارد قیمت تمامشده خودرو میشود:
-
بهصورت مستقیم از طریق قطعات، تجهیزات و مواد وارداتی؛
-
بهصورت غیرمستقیم از طریق نهادههایی که در داخل تولید میشوند اما تحت تأثیر قیمتهای جهانی قرار دارند؛ از جمله فولاد، مس، آلومینیوم، پلیمرها و محصولات پتروشیمی؛
-
از مسیر سرمایه در گردش: خودروساز قطعات مورد نیاز خود را از صدها تأمینکننده خریداری میکند و قطعهساز نیز پیش از آنکه مطالبات خود را از خودروساز دریافت کند، مواد اولیه مورد نیازش را با قیمت روز خریداری کرده است.
وقتی نرخ ارز جهش میکند، هزینه تولید، دستمزد و تأمین مالی در زمان واقعی افزایش پیدا میکند، اما امکان اصلاح قیمت محصول لزوماً با همان سرعت وجود ندارد.
در این فاصله زمانی، فشار ابتدا به خودروساز و سپس به قطعهساز منتقل میشود؛ قطعهسازی که هنوز نتوانسته نقدینگی خود را از محل مطالباتش بازگرداند.
اما این توضیح پایان بحث نیست. اتفاقاً هرچه ساختار هزینه پیچیدهتر میشود، مسئولیت صنعت برای شفافسازی نیز بیشتر میشود.
آیا زنجیره تأمین خودرو فقط به قطعهسازان محدود میشود؟
تولید یک خودرو، دهها صنعت را همزمان به حرکت درمیآورد؛ از قطعهسازی، فولاد، مس و آلومینیوم گرفته تا پتروشیمی، لاستیک، شیشه، الکترونیک، رنگ، حملونقل، بیمه و خدمات پس از فروش.
به همین دلیل نمیتوان یک خودروساز را صرفاً با تعداد خودروهای خروجی آن سنجید.
در این زنجیره، امروز بیش از ۱۸۰۰ قطعهساز فعال هستند و صدها هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم به این صنعت گره خورده است. بخش بزرگی از اشتغال در بدنه اصلی خودروساز متمرکز نیست، بلکه در حلقههای دورتر زنجیره پراکنده شده است.
هر اختلال در حلقه اصلی نیز لزوماً اثر خود را در ساختمان مرکزی خودروساز نشان نمیدهد. ممکن است نتیجه آن در قالب یک کارگاه کوچک قطعهسازی ظاهر شود که سفارش خود را از دست میدهد یا نیرویی در یکی از حلقههای دورتر زنجیره که شغل خود را از دست میدهد.
در کشوری که حفظ اشتغال به اندازه ایجاد اشتغال اهمیت دارد، این نکته اهمیت ویژهای پیدا میکند: اگر ظرفیت تولید تضعیف شود، کدام صنعت قرار است جای خالی شغل، سرمایهگذاری و ارزش افزوده آن را پر کند؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این سؤال وجود ندارد، حفظ صنعت یک ضرورت اقتصادی است.
خصوصیسازی؛ نقطه عطفی در تقویت زنجیره تولید خودرو
واگذاری ایرانخودرو به بخش خصوصی در بهمن ۱۴۰۳، تنها یک تغییر مالکیت نبود؛ بلکه تغییری در منطق تصمیمگیری بود.
بخش خصوصی به دنبال دو هدف همزمان است: تولید محصول با کیفیت بالاتر و کاهش هزینههای زائد.
نکته مهم اینجاست که خصوصیسازی، توقع عمومی را نیز افزایش داده است. مردم دیگر نمیپذیرند که حمایت از تولید به معنای فرار از پاسخگویی باشد.
در مقابل حمایت، از صنعت نیز مطالبهای جدی وجود دارد: کیفیت باید افزایش یابد، بهرهوری بهبود پیدا کند، هزینههای غیرضروری کاهش یابد، تولید رشد کند و اطلاعات به مصرفکننده شفاف ارائه شود.
به عبارت دیگر، خصوصیسازی میتواند دفاع از صنعت را از حمایت دائمی و بیقیدوشرط به حمایت هوشمند، هدفمند و مشروط تبدیل کند.
خودروی ارزان لزوماً خودروی اقتصادی نیست
یکی از خطاهای رایج در بحث خودرو، تقلیل تمام مسائل به قیمت اولیه آن است.
خودروی ارزان لزوماً خودروی اقتصادی نیست.
اگر خودرویی با قیمت پایینتر خریداری شود، اما هزینه تعمیر، استهلاک، سوخت و رسیدگی فنی آن در طول دوره استفاده بالا باشد، مصرفکننده در نهایت ممکن است هزینه واقعی بیشتری پرداخت کند.
در اقتصادی که قدرت خرید خانوار کاهش یافته، قیمت خودرو بدون تردید یکی از دغدغههای اصلی مصرفکننده است. اما تعادل درست، میان قیمت قابل دسترس و کیفیت قابل قبول شکل میگیرد، نه با قربانی کردن یکی برای دیگری.
چرا شفافیت قیمت خودرو برای بازار حیاتی است؟
بیاعتمادی بازار با سکوت برطرف نمیشود.
زمانی که افزایش قیمت خودرو بدون توضیح شفاف به گوش مردم میرسد، طبیعی است که نخستین برداشت، افزایش سود خودروساز باشد.
بازار خودرو بیش از هر چیز به دو مؤلفه نیاز دارد: عرضه پایدار و اطلاعرسانی شفاف.
در مقابل، سه عدد باید همیشه از یکدیگر تفکیک شوند:
-
قیمت پایه خودرو
-
هزینههای قانونی تحمیلشده به قیمت مصرفکننده
-
افزایش واقعی هزینه تولید
وقتی این سه عدد با یکدیگر مخلوط میشوند، هم سوءتفاهم عمومی شکل میگیرد و هم هزینه واقعی یک تصمیم، مانند تأخیر در اصلاح قیمت، بر دوش تولید قرار میگیرد.
مسئله خودرو؛ تولید یا واردات، حمایت یا تعطیلی نیست
پرسش امروز، صرفاً تولید یا واردات، حمایت یا تعطیلی نیست.
پرسش اصلی این است: آیا میخواهیم ظرفیت تولید و اشتغالی را که جایگزین کردن آن در شرایط رکود سرمایهگذاری تقریباً ناممکن است، حفظ و مدرن کنیم یا آن را قربانی یک عدد فوری کنیم؟
پاسخ این سؤال با داده و شفافیت امکانپذیر است.
حفظ صنعت یعنی حفظ اشتغال و حفظ زنجیره صنایع پاییندستی. اما این حفظ باید با یک مطالبه جدی همراه باشد: افزایش کیفیت، ارتقای بهرهوری، کاهش هزینههای زائد و اطلاعرسانی شفاف.
خصوصیسازی دقیقاً میتواند مسیری برای تبدیل این اما
قیمت خودرو؛ عددی که پشت آن یک زنجیره بزرگ ایستاده است
زمانی که این رابطه درست شود، قیمت خودرو دیگر نه یک عدد منفک از واقعیت است و نه یک راز.
قیمت خودرو تصویری شفاف از زنجیرهای خواهد بود که میلیونها شغل، سرمایهگذاری و زندگی به آن گره خورده است.
نظر شما