به گزارش خبرنگار پرشین خودرو، خودروهای داخلی نیز از ابتدای مرداد حدود ۲.۶ درصد و خودروهای وارداتی ۲.۳ درصد کاهش قیمت داشتهاند. این ارقام در نگاه نخست میتواند نشانهای مثبت برای خریداران باشد، اما وقتی قیمت خودرو در کنار درآمد و هزینههای خانوار قرار میگیرد، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
در واقع، ممکن است خودرو چند درصد ارزانتر شده باشد، اما اگر درآمد قابلتصرف خانوار به همان میزان افزایش پیدا نکرده باشد، خرید خودرو همچنان برای بخش بزرگی از مصرفکنندگان دشوار باقی میماند.
بیشتر بخوانید: بازار خودرو در مرداد ۱۴۰۵ ارزان شد؛ افت بیشتر مونتاژیها
خودرو ارزان شد، اما هزینه زندگی همچنان بالاست
برای سنجش قدرت خرید نمیتوان قیمت خودرو را بهتنهایی بررسی کرد. آنچه اهمیت دارد، نسبت قیمت خودرو به درآمد و توان مالی خانوار است.
آخرین آمار منتشرشده از شاخص قیمت مصرفکننده نشان میدهد در تیرماه ۱۴۰۵، شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای کشور نسبت به ماه قبل ۳.۱ درصد افزایش داشته است. تورم نقطهبهنقطه نیز به ۸۷.۹ درصد و تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده است.
تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصدی به این معناست که خانوارها در تیرماه ۱۴۰۵ برای خرید مجموعهای مشابه از کالاها و خدمات، بهطور متوسط ۸۷.۹ درصد بیشتر از تیرماه سال گذشته هزینه کردهاند. البته این شاخص، میانگین کل کشور است و فشار هزینه برای همه خانوارها یکسان نیست؛ در همان ماه، دامنه تورم سالانه دهکهای هزینهای از ۶۳.۹ درصد تا ۷۳.۵ درصد گزارش شده است.
بنابراین کاهش ۲.۵ درصدی قیمت خودرو باید در کنار چنین شرایطی بررسی شود.
مسئله اصلی بازار؛ قدرت خرید است
بازار خودرو زمانی میتواند با کاهش قیمت وارد مرحله رونق شود که مصرفکننده توان خرید آن را داشته باشد.
در شرایطی که بخش قابل توجهی از درآمد خانوار صرف هزینههای ضروری مانند مسکن، خوراک، حملونقل و خدمات میشود، خرید یک کالای گرانقیمت مانند خودرو در اولویت پایینتری قرار میگیرد.
به همین دلیل، کاهش چنددرصدی قیمت خودرو لزوماً به معنای افزایش متناسب تقاضا نیست.
ممکن است قیمت یک خودرو ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون تومان کاهش پیدا کند، اما اگر درآمد قابلتصرف خانوار همچنان برای تأمین هزینههای جاری تحت فشار باشد، همین خودرو با وجود ارزانتر شدن، همچنان خارج از توان خرید بسیاری از مصرفکنندگان باقی بماند.
افزایش دستمزد؛ آیا قدرت خرید هم بیشتر شده است؟
برای سال ۱۴۰۵، شورای عالی کار حداقل مزد کارگران را ۶۰ درصد افزایش داده و حداقل مزد پایه ماهانه به حدود ۱۶.۶ میلیون تومان رسیده است. همچنین سایر سطوح مزدی ۴۵ درصد افزایش یافتهاند.
در اینجا باید یک تفکیک مهم انجام داد.
رقم ۱۶.۶ میلیون تومان، حداقل مزد پایه ماهانه است و نباید آن را با مجموع دریافتی همه کارگران یکی دانست؛ چرا که مزایایی مانند حق مسکن، بن کارگری، پایه سنوات و حق اولاد در دریافتی نهایی برخی افراد اثر میگذارند.
از سوی دیگر، افزایش ۶۰ درصدی حداقل مزد به معنای آن نیست که قدرت خرید واقعی همه کارگران نیز ۶۰ درصد افزایش یافته است.
قدرت خرید زمانی افزایش پیدا میکند که رشد درآمد از رشد سطح قیمتها جلو بزند. در حالی که تورم نقطهبهنقطه تیرماه ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد رسیده است، رشد ۶۰ درصدی حداقل مزد نشان میدهد فشار هزینهای همچنان بسیار جدی است.
البته این دو عدد را نباید بهعنوان یک محاسبه دقیق از «کاهش قدرت خرید» در نظر گرفت؛ زیرا ساختار دستمزد و زمان اجرای افزایش مزد با دوره محاسبه شاخصهای تورمی یکسان نیست. اما از نظر جهت کلی، نشان میدهد که افزایش اسمی درآمد بهتنهایی برای جبران فشار تورمی کافی نیست.
چرا خودرو با وجود کاهش قیمت، همچنان گران است؟
مسئله خودرو در ایران فقط قیمت اسمی آن نیست.
برای یک خانوار، خرید خودرو معمولاً یکی از بزرگترین هزینههای غیرجاری محسوب میشود. بنابراین مصرفکننده باید بخشی از درآمد یا پسانداز خود را برای مدت طولانی کنار بگذارد یا از دارایی دیگری برای تأمین هزینه خرید استفاده کند.
در چنین شرایطی، حتی کاهش قیمت خودرو نیز ممکن است اثر محدودی بر توان خرید داشته باشد.
برای مثال، اگر خودرویی ۲ میلیارد تومان قیمت داشته باشد، کاهش ۲.۵ درصدی معادل حدود ۵۰ میلیون تومان خواهد بود.
این کاهش در ظاهر قابل توجه است، اما برای خانواری که با افزایش شدید هزینههای جاری مواجه است، الزاماً به معنای فراهم شدن امکان خرید خودرو نیست.
بنابراین سؤال درست بازار این نیست که:
«خودرو چند درصد ارزان شده است؟»
بلکه سؤال مهمتر این است:
«قیمت خودرو نسبت به درآمد قابلتصرف خانوار چقدر تغییر کرده است؟»
کاهش قیمت لزوماً به معنی رونق بازار نیست
یکی از مهمترین نکات درباره بازار مردادماه همین مسئله است.
افت قیمت خودرو میتواند ناشی از افزایش قدرت خرید و رونق عرضه و تقاضا باشد؛ اما میتواند در شرایطی کاملاً برعکس، نتیجه ضعف تقاضا و تلاش فروشندگان برای انجام معامله باشد.
اگر خریدار واقعی توان مالی کافی نداشته باشد، فروشنده برای تبدیل خودرو به نقدینگی ممکن است ناچار شود قیمت پیشنهادی خود را کاهش دهد.
در این وضعیت، قیمت پایین میآید اما حجم معاملات لزوماً افزایش پیدا نمیکند.
به همین دلیل، کاهش قیمت خودرو را نباید بهتنهایی نشانه رونق بازار دانست.
برای تشخیص رونق واقعی، باید دید آیا همزمان با کاهش قیمت، حجم معاملات مصرفی نیز افزایش پیدا میکند یا خیر.
چرا قدرت خرید برای خودرو اهمیت بیشتری دارد؟
خودرو برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، قیمت بالایی دارد و خرید آن معمولاً از محل درآمد یک ماه یا حتی چند ماه انجام نمیشود.
به همین دلیل، کوچکترین تغییر در قدرت خرید خانوار میتواند روی تصمیم خرید اثر بگذارد.
خانواری که در شرایط عادی قصد تعویض خودرو دارد، در صورت افزایش هزینههای ضروری ممکن است خرید خود را چند ماه عقب بیندازد.
خانواری که قصد خرید خودروی جدید دارد، ممکن است به گزینهای ارزانتر روی بیاورد.
و خانوادهای که خودرو ندارد، ممکن است خرید را به آینده موکول کند.
در نتیجه، ضعف تقاضای خودرو لزوماً به معنی کاهش نیاز مردم به خودرو نیست؛ بلکه میتواند نشانه کاهش توان تبدیل این نیاز به خرید واقعی باشد.
مونتاژیها؛ جایی که فشار قدرت خرید بیشتر دیده میشود
در گزارش قبلی بازار، خودروهای مونتاژی با افت ۲.۷ درصدی بیشترین کاهش قیمت را از ابتدای مرداد ثبت کردند.
این موضوع را میتوان از زاویه قدرت خرید نیز بررسی کرد.
بخش قابل توجهی از خودروهای مونتاژی در محدوده قیمتی بالاتری نسبت به بسیاری از خودروهای داخلی قرار دارند. بنابراین تعداد خانوارهایی که توان خرید آنها را دارند محدودتر است.
وقتی قدرت خرید تحت فشار قرار میگیرد، طبیعی است که بازار خودروهای گرانتر با کاهش تقاضای مؤثر بیشتری مواجه شود.
از سوی دیگر، خودروهای مونتاژی به دلیل وابستگی بخشی از زنجیره تولید به قطعات و مجموعههای وارداتی، نسبت به تغییرات نرخ ارز و انتظارات قیمتی نیز حساس هستند.
در نتیجه، افت بیشتر این گروه در مرداد را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد؛ ضعف تقاضا، شرایط ارزی، انتظارات خریداران و وضعیت عرضه همگی میتوانند در این روند نقش داشته باشند.
خریدار امروز فقط قیمت را نگاه نمیکند
رفتار خریدار خودرو در شرایط فعلی با دورههای جهش قیمت متفاوت است.
در دورهای که قیمتها بهصورت مستمر افزایش پیدا میکنند، خریدار ممکن است تصور کند تعویق خرید باعث گرانتر شدن خودرو خواهد شد.
اما در بازاری که قیمتها وارد مسیر کاهشی شدهاند، بخشی از خریداران ممکن است منتظر کاهش بیشتر بمانند.
در این شرایط، حتی کاهش قیمت میتواند به جای تحریک فوری تقاضا، باعث افزایش احتیاط خریدار شود.
البته این رفتار در مورد همه مصرفکنندگان یکسان نیست. کسی که واقعاً به خودرو نیاز دارد و نقدینگی کافی در اختیار دارد، ممکن است با کاهش قیمت وارد بازار شود؛ اما مصرفکنندهای که توان مالی محدودی دارد، ممکن است حتی با کاهش قیمت نیز امکان خرید نداشته باشد.
اینجاست که تفاوت میان تمایل به خرید و توان خرید اهمیت پیدا میکند.
خودرو برای بخشی از مردم از دسترس خارج شده است؟
نمیتوان با اتکا به یک شاخص واحد گفت خودرو برای چه تعداد از خانوارها از دسترس خارج شده است؛ چرا که درآمد خانوارها، هزینههای آنها و قیمت خودروهای موردنظرشان متفاوت است.
اما روند کلی شاخصهای اقتصادی نشان میدهد فشار هزینهای بر خانوارها بالاست.
در چنین شرایطی، بازار خودرو بیش از گذشته به درآمد قابلتصرف مصرفکننده وابسته میشود.
به بیان ساده، اگر پس از پرداخت هزینههای ضروری، بخش کوچکی از درآمد خانوار باقی بماند، حتی کاهش قیمت خودرو نیز الزاماً نمیتواند تقاضای جدید ایجاد کند.
این همان دلیلی است که باعث میشود بازار همزمان شاهد کاهش قیمت و ضعف معاملات باشد.
آیا کاهش قیمت خودرو ادامه پیدا میکند؟
پاسخ هنوز روشن نیست.
کاهش قیمت در مردادماه تحت تأثیر مجموعهای از عوامل از جمله شرایط نرخ ارز، تغییر انتظارات، وضعیت عرضه و سطح تقاضا شکل گرفته است.
اگر فشار کاهشی بر نرخ ارز و انتظارات تورمی ادامه پیدا کند و عرضه نیز در سطح مناسبی باقی بماند، احتمال تداوم اصلاح قیمت در برخی بخشهای بازار وجود دارد.
اما اگر متغیرهای اقتصادی دوباره تغییر کنند، بازار خودرو نیز میتواند مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
از طرف دیگر، حتی در صورت ادامه کاهش قیمت، یک سؤال مهم همچنان باقی خواهد ماند:
آیا کاهش قیمت خودرو سریعتر از کاهش توان خرید خانوار اتفاق میافتد یا خیر؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که بازار صرفاً در حال اصلاح قیمت است یا واقعاً به سمت افزایش قدرت خرید مصرفکننده حرکت میکند.
بازار خودرو منتظر افزایش قدرت خرید است
بازار خودرو در مردادماه ۱۴۰۵ یک پیام روشن دارد: قیمت پایینتر بهتنهایی برای بازگشت خریدار کافی نیست.
میانگین قیمت خودروها از ابتدای مرداد حدود ۲.۵ درصد کاهش یافته، اما همزمان اقتصاد خانوار با سطح بالایی از تورم مواجه است.
در تیرماه، تورم سالانه ۶۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصد ثبت شده و در همین حال، حداقل مزد پایه ماهانه برای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین شده است.
این ارقام بهتنهایی تمام واقعیت قدرت خرید خانوار را توضیح نمیدهند، اما نشان میدهند چرا نمیتوان صرفاً با نگاه کردن به کاهش قیمت خودرو، درباره بهبود وضعیت مصرفکننده قضاوت کرد.
بازار برای رونق واقعی به تقاضای مؤثر نیاز دارد؛ یعنی خریدار هم خودرو بخواهد و هم توان پرداخت آن را داشته باشد.
خودرو ارزانتر شده، اما مسئله اصلی چیز دیگری است
بازار خودرو در مرداد ۱۴۰۵ از روند صعودی ماههای گذشته فاصله گرفته است. میانگین قیمت خودروها حدود ۲.۵ درصد کاهش یافته و مونتاژیها با افت ۲.۷ درصدی بیشترین کاهش را ثبت کردهاند.
اما این کاهش قیمت هنوز به معنای بازگشت قدرت خرید نیست.
در شرایطی که هزینههای خانوار با سرعت بالایی افزایش یافته و تورم نقطهبهنقطه به ۸۷.۹ درصد رسیده است، کاهش چنددرصدی قیمت خودرو نمیتواند بهتنهایی شکاف میان قیمت خودرو و توان مالی خانوار را از بین ببرد.
بنابراین شاید مهمترین پرسش بازار خودرو در مردادماه این نباشد که خودرو چقدر ارزان شده است.
پرسش اصلی این است که:
آیا درآمد مردم توانسته به قیمت خودرو نزدیکتر شود؟
تا زمانی که پاسخ این سؤال مثبت نباشد، کاهش قیمت خودرو ممکن است فقط به معنای ارزانتر شدن یک کالای همچنان گران باشد؛ نه تبدیل شدن خودرو به کالایی که بخش بزرگتری از مردم توان خرید آن را داشته باشند.
به همین دلیل، در ادامه روند بازار باید علاوه بر نرخ ارز، عرضه، سیاستهای واردات و قیمتگذاری خودروسازان، یک متغیر مهمتر را نیز زیر نظر گرفت:
قدرت خرید مردم.
چرا که در نهایت، بازار خودرو زمانی از رکود خارج خواهد شد که نه فقط قیمتها، بلکه توان خرید مصرفکننده نیز بهبود پیدا کند.
نظر شما